صبح که بلرزد
صبح که بلرزد
در گوش ها و جامهدانی کهنه
من پُُر خواهم بود
از چشمهای خواب آلود
و خواهم دانست
با اولين گام
ماه را با خود دشمن کنم
با درختی که خوابها ديد و کسش تعبير نکرد
به دريايی که ساعتی از شب
دندان افعیست
صبح خواهد مرد
در گوشها و جامهدانی کهنه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۷ ساعت 16:44 توسط هوشنگ چالنگی
|