تبليغاتX
هوشنگ چالنگی - آن جا که می‌ایستی
شعرها..نقدها...مصاحبه ها


آیا آن جا که می‌ایستی
حکایت جانهایی‌ست
که در انتظار نوبت خویشند
تا گُر گیرند؟

آیا آن جا که می‌گذری
انبوهی‌ی رودهاست
که گلوی مردگان را
می‌جویند و باز پس نمی‌دهند؟

کمانداران و آبزیان
غرق می‌شوند دست در آغوش
و بر هر ریگ که فرود می‌آیند
صدای مرا می‌شنوند
که نمی‌خواستم بمیرم.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 15:23  توسط هوشنگ چالنگی